شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
127
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
آن را كه سعادت است ياور * و آن را كه عنايت است رهبر حاجت به لطايف حيل نيست * موقوف مساعى و عمل نيست داناى : « 1 » يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ * 45 ، چون منشور دولتى را به طغراى : تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ « 2 » ، * 46 موشح خواهد كرد ، نه « 3 » احتياج به لطايف حيل باشد « 4 » و نه افتقار به مساعى عمل . هر آن كس را كه الطاف الهى * خرد بخشيد و دانش داد و مقدار اگر او طالب دولت نباشد * بناچارش بود دولت طلبكار هرآنكو مهيا بود دولتى را * اگر او نجويد بجويدش دولت آوردهاند كه چون خزاين را به جواهر و زر مشحون ديد و عدد خيل سپاه « 5 » از ذرات آفتاب افزون يافت بر مصداق : إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى * 47 علم بىنيازى بر گردون زد و منجوق : أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى * 48 به عيّوق رسانيد « 6 » و از سر سسترايى دعوى خدايى « 7 » كرده تعالى اللّه عمّا يقول الظّالمون علوّا كبيرا * 49 جهل انسان بين و نقص او كه با چندين عيوب * لاف انبازى زند در نزد « 8 » علّام الغيوب و خلق را به پرستش خويش خواند * 50 و بفرمود تا مشابه « 9 » و مماثل هيأت او كافهء انام ، اصنام ساختند و به اطراف و نواحى جهان فرستاد و حكم كرد كه آن را معبود و مسجود خود گردانند . هواهاى تو چون يكيك بتانند * كدامند آن بتان سيم و زر است آن چو غير از بتپرستى نيست كارت * چرا نفرين كنى بر بتپرستان
--> ( 1 ) - ج : - داناى . ( 2 ) - اساس : يؤتى الملك من يشاء . ( 3 ) - ج : - نه . ( 4 ) - ج : نباشد . ( 5 ) - ج : + را . ( 6 ) - ب : رساند . ( 7 ) - ج : الهى . ( 8 ) - ب و ج : ملك . ( 9 ) - ج : به مثابه .